خرید بک لینک

آقا جان! پس از چند سال در اوج مخروبگی ام؛ خواندی مرا! خیلی برایم عجیب است. اما از شما خاندان کَرَم؛ مگر جز این انتظار است که مضطر را بخوانید و بسازیدش و رهایش نکنید؟! هیئات! ما هکذا الظن بکم! یا علی بن موسی ... بنفسی انت.. بابی انت و امی.. اصلا جان عالم بفدای شما... شما از ما جدا نمی شوید مگر اینکه ماخود با اعمال،رفتار وکردارمان از شما فاصله بگیریم... و چه بدبختی بالاتر از این؟ علی جانم... به قربانت تمام وجود نالایقم...

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 7:40

رضیه جان دخترم! در فراقت قلبم پاره پاره گشته و من مستاصلم..‌ چه کردی با ما بابا جان. در میان جمعیت، یادت مرا گلوله باران می کند. اشک امانم را می برد و فریاد، گلویم را می فشارد اما، همه را فرومیخورم. نازدانه من... همراه زیارت عاشورای شب هایم، عطیه ی خدا بر منِ نالایق و ای فرشته ای که هیچگاه بدین نشئه چشم نگشود، دلتنگت هستم بابا جان.. صبر بر فراقت چنان سخت است که آرزویم شُدَست مرگی که مرا به وصال تو برساند وچه باک از لحظه ای که با " فمن یمت یرنی" علی روحی له

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 7:40

رضیه جانم...

از تو مرا فقط ۳یادگار مانده... حس لمس سر و بدنت؛ بی آنکه حتی لحظه ای ببینمت... مادرت؛ بی آنکه حتی بداند که تو را در آغوش کشیدم و... و زیارت عاشورا. آه... آه و هزاران آه از تو باباجان

ر ض ی ه ۲

اگر بودی، الان لابد چاردست و پا راه افتاده بودی. اما الحمدلله علی کل حال.

به امام حسین سلام برسان عزیزتر از جانم.

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 7:40

امروز اولین سالگرد توست نازدانه ام... دلم لک زده برای بوسیدنت... چطور از تو دست کشیدم و تو را به خاک سپردم، نمی دانم.مدد گر ز غیر حیدر بود، حتما با تو غریق تربت می شدم و این جهان را وداع می گفتم رضیه جان! بعد از تو هیچ چیز خوب نیست. زندگی می کنیم اما یاد تو ما را ویران می کند. مادرت... آه از چشمان خونین اش.جانِ بابا...یعنی من لیاقت ندارم که حتی در خواب چهره همچو ماهت را ببینم؟!ان شاالله در محضر مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها، دعاگوی پدر و مادرت هستیدیدار به قیامت.۲ مهر ۱۴۰۴ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 7:40

دیدن تصاویر شهدا، قلبم را میفِشرد. باورنکردنی ست. از حاج قاسم عزیز شروع شد. با ترور فخری زاده ادامه یافت. با سقوط هلی کوپتر شهید رئیسی راه شان هموار شد. با شهادت هنیه و سیدحسن شدت گرفت و با شهادت دسته جمعی سرداران حاج حسین سلامی، حاج محمد باقری، حاج غلامعلی رشید، حاج امیرعلی حاجی زاده، دکتر برجی و... در نهایت ترور حاج بهنام شهریاری فعلا پایان یافت. اما قطعا این پایان کار نیست. باز هم شهید خواهیم داد. شهدای بزرگ. این راه شهید میخواهد. خون میخواهد. خون های پاک. خون پاک خونی است که در تنی مجاهد و عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 7:40

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 7:13

علامه عسکری در کتاب ولایت علی علیه السلام در قرآن و سنت: امام در لغت عرب به معنى پيشوا مي باشد و هيچ جامعه بشرى نميتواند بى پيشوا باشد، بنابر اين مي بايست درباره اين بحث شود كه پيشوايان جامعه هاى بشرى را چه كسى بايد تعيين كند؟ بارى تعالى يا خود جامعه هاى بشرى؟! در اين باره خداوند تبارك و تعالى در قرآن كريم ميفرمايد: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ يعنى «وآن هنگاميكه پروردگار ابراهيم را به كلماتى و فرمايشاتى آزمود حضرت ابراهيم از عهده آن آزمايشها برآمد خداوند به او فرمود من تورا پيشوا وامام مردم قرار دادم ابراهيم عرض كرد: به فرزندان و دودمان من از اين پيمان (امامت'>امامت) بهره اى ميرسد؟(بقره 124) ‼️ خداوند در پاسخ حضرت ابراهيم چنين فرمود: «پيمان من به ظالمان و به ستمكاران نميرسد» بنابراين فرمايش پروردگار؛ خداوند براى مردم امام معين فرموده؛ و آن امام بايد از گناه معصوم باشد و آن نيز امامى است كه خداوند براى مردم تعين ميكند که گاه رسول صاحب شريعت است مانند حضرت نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلوات اللّه عليهم و گاه وصى آن پيامبران صاحب شرايع ميباشند مانند سام فرزند نوح و اليسع وصّى حضرت موسى و قبل از آنها هبة الله يا شيث وصى حضرت آدم كه نام بعضى از آنها در قرآن آمده و بعضى نامشان در قرآن نيامده است و ذكر نشدن نام وصى در قرآن دلالت بر وصى نبودن او نميباشد. آنچه لازم است اين است كه هر پيامبرى وصى بعد از خود را به پيروان خود #معرفى ميكند، كه به روشنى وصى پيامبر خاتم در قرآن كريم و سنّت پيامبر هم بيان شده است. کتاب ولایت علی علیه السلام در قرآن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 18:30

سلام عمو قاسم. با دیدن عکس های بچه های غزه، باز به یاد شما افتادم. شمایی که همیشه یاور مظلوم ها بودید. اما الان که شهید شدید، دشمن جرات کرده بی رحمانه به مردم فلسطین حمله میکنه و بچه ها و پدرمادرهاشون رو شهید میکنه.من شنیده ام که شما چقدر تلاش کردید تا بچه های لبنان و سوریه و عراق و یمن، شبیه بچه های غزه نشن و دشمنان را از آنجا بیرون انداختید و میدونم با زحمتایی که کشیدین، جنگ رو از کشور عزیزمون ایران دور کردین و اجازه ندادین آمریکا یا داعش به ما حمله کنن. مطمئنم اگر این روزها هم بودید، نمیگذاشتین اسرائیل لعنتی اینجوری بچه های غزه را زخمی کنه و شهید کنه.عمو قاسم! مامان میگه توی قرآن اومده شهدا زنده هستند، من هم میدونم که شما زنده هستین و برای همین به شما نامه نوشتم. آرزوم اینه که بزودی با امام زمان برگردین و ظالما و دشمنایی مثل اسرائیل رو از بین ببرید و آمریکا رو ادب کنین تا همه بچه های دنیا آرامش داشته باشن، بخندن، بازی کنن، درس بخونن، کنار بابا و مامانشون و توی خونه خودشون باشن و دیگه هیچ دشمنی جرات نکنه خونشون رو خراب کنه و اونارو بترسونه. البته تا اون موقع ما وظیفه داریم از مردم مظلوم غزه دفاع و حمایت کنیم و میدونم که کشور ما و دوستامون الانم به مردم فلسطین کمک میکنن.عمو قاسم...شما شهید هستین و پیش خدا عزیزید. برای ما دعا کنید تا خوب درس بخونیم، در راه حق باشیم و در آینده شخص مفیدی برای کشور و دینمون باشیم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1402 ساعت: 18:47

نبودنت مرا آزرد باباجان... سخت است در سه سالگی پدر از دست دادن. واژه سخت، ناتوان است در توصیف حال ما. اما بابای من، بابایی که بارها سفر رفتی و برمیگشتی، آن بار برنگشتی. بابا جانم نگاهم به در خشک شد از بس انتظارت را کشیدم، که داخل شوی و دختر دردانه ات را بغل کنی و ببوسی، دستی به سر علیرضا بکشی و با مادر گرم صحبت شوی... اما انگار هرگز قرار نبود دوباره این صحنه ها تکرار شود. با اینکه ۳سالگی، آخرین دیدارم با تو بود، اما هنوز گرمای نوازش دستانت را بر صورتم حس میکنم... هنوز در خواب با دیدن چشمان نازنینت، تا روزها بعد غرق شعف می شوم، اما علیرضا چه؟ او آن قدر کوچک بود که هیچ تصوری از مهر پدری ندارد. بابای عزیزم! ۴سال باسختی گذشت و زمان مدرسه رفتن شد و من، تو را نداشتم برای همراهی. دیدن دخترهای هم سنم که با پدرانشان به مدرسه می آمدند، داغ دلم را تازه می کرد. چه شب ها که قاب عکست را بغل کردم و با هق هق گریه به خواب رفتم... چه روزها که به امید باز دیدنت، از خواب بیدار شدم. آنقدر به فکرت بودم که در هر فرصتی از مادر میخواستم تا از تو برایمان بگوید. مادر جان اما هربار از تو میگفت بغض گلویش را میفشرد. از تعبد و مرام و مردانگی ات، تا احترام گذاشتن به پدربزرگ و مادربزرگ، تا همراهی با ضعفای روستا، تا دلیری و شجاعت در جنگ علیه دشمن. بابا جان! من شنیده ام که بابا ها "قهرمان" فرزندانشان مخصوصا دخترانشان هستند اما وقتی تو کنارم نبودی، این مادر بود که با معرفی و شناساندنت به ما، تو را به قهرمان من و علیرضا تبدیل کرد؛ او حتی بعداز ۴۰ سال، یادگاری هایی از تو دارد و هربار سخن از تو می شود، آن ها را به اعضای جدید خانواده نشان می دهد و با بغضی فروخورده به اندازه ۴۰ ساااال؛ باعشق از تو می گوید و چشمانش تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 اسفند 1401 ساعت: 18:44

حاج قاسم عزیز، روز شهادت شما، همزمان با ولادت این حقیر است. از درگاه خداوند عاجزانه می خواهم تا به حق مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها، روز شهادت مرا در روز ولادت شما قرار دهد. ان شاالله

هر که را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست

بی شهادت، مرگ با خسران چه فرقی میکند؟

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 27 دی 1401 ساعت: 9:04

علی جان! ای مولای ما! من میدانم آن کلام سیدمرتضی صحیح بود که گفت: "خوشی های دنیا آمیخته با رنج و سختی است" و این سخن، نه سخن او که کلام الله است:لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ (۴-بلد)علی جان! ما حق را به تو یافته ایم... همانجا که فرمانروایی بر بزرگترین و ثروتمندترین کشور جهان در آن زمان را کمتر از عطسه ی بزی انگاشتی، پس چرا ما در پی دنیا چنان میرویم که گویا هیچ آخرتی نیست؟ مگر این کلام فرزندت حسین علیه السلام؛ نیست که فرمود: گویی دنیایی نبوده و گویی پیوسته آخرت بوده؟چرا ما آخرت را فراموش کرده ایم؟علی جان! دنیا مرا تنگ آمده... والله دوست دارم در پی تو باشم و همه چیز و همه کسم را فدای تو کنم که تویی آن حقیقت مستور... تویی راه حق و بلکه خود حق... که امام هادی در جامعه کبیره فرمود: والحق معکم و فیکم و منکم و الیکم...علی جان... تا حدودی دشمنانت را دیده ام و کافرم به خودشان و دنیایشان... من تو را میخواهم اما چه کنم که این دنیای دون، مرا فریفته و در پی دستیافتن به بیشترش، بی قرارم کرده؟ مگر نه اینکه قلب مومن می بایست به نور الهی و ذکرالله آرام باشد و تنها در پی رسیدن به حق، ناآرام؟ پس چرا ما فراموش کرده ایم؟علی جان... می دانی هیچ ندارم. چنته ام خالی است... امیدم به شماست، به فاطمه زهرا سلام الله علیها مادرمان؛ ناامیدمان نکن... علی جان! نکند در یوم الحشر، ما را برانی از خودت و انکارمان کنی؟ درست است که ما آن طور که باید، محب ات و شیعه ات نبودیم، درست است که اعمالمان از سر بازیگری، ریا و حتی عُجب بوده... اما شمایید رحمة الله الواسعه... پس به دامان شما آویخته ایم که مَن أتاکُم نَجی وَ مَن لَم یَأتِکُم هَلَکَ(هرکس رو به سوی شما آورد نجات یافت ) ...که "مَنْ وَالاكُمْ فَقَدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 1 شهريور 1401 ساعت: 19:46

در سرنوشتم برایم برکت قرار بده؛

به گونهای که

در دستیابی به چیزی که

به تاخیرش انداختهای

عجله نداشته باشم

و آرزوی تاخیر در

آنچه رسیده است نکنم...!

_حسینبن #علی(علیهالسلام)

_دعایعرفه

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 1 شهريور 1401 ساعت: 19:46

انسانِ با ایمان بر هوس و #احساس خود چیره و غالب است...! _مولاناعلی(علیهالسلام)

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 1 شهريور 1401 ساعت: 19:46

اگر استکبار بورزی، خدا میزند پس کله ات، دیر یا زود! #تصادف_۲۹مهر

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:02

یازهرا(سلام الله علیها)حس ات کردم. امروز نمیدانم برای چندمین بار؛ اما به شدت حس ات کردم.هنگامی که از پله های درمانگاه بالا میرفتم، چنان عاشقانه به یادت بودم که انگار آشنای سال های دور منی که از تو دور مانده ام... ای شهادت... تو همانی که مرا به حسین خواهی رساند و از این باب است که عاشقت هستم. من چون قطره ای سر گردان در میان موج طوفان ها به او آویخته ام و اوست که مرا نجات می دهد، و در آخر... این تویی که مرا به او خواهی رساند. من بی او هیچم. هیچ بن هیچ. بدون او که را دارم و چه را دارم. حسین علیه السلام هویت ماست و دار و ندار ما.ای رفیق دیرینم، فکر نمیکردم این مراحل را این سان، طی کنم... اما انگار او، مرا کَش کَشانه به سوی خود میخواند و تو دروازه ی رسیدنی. نمیدانم کی، نمیدانم کجا... نمیدانم با چه وضعیتی... ای باب الحسین، نمیدانم چگونه دست مرا به دست او خواهی رساند اما باید نیک لحظه ای باشد و نیک مکانی...یادت باشد به یادت هستم ای آرزوی روز و شبم... تو همانی که مرا به هویتم، به دلیل زندگی ام خواهی رساند... تو همانی که حاج قاسمِ شهید وعده ام داد... بار خدایا! به حق زینبِ حسین، به حق آن مظلومه... بحق مادر حسین؛ مادرمان حضرت زهرا... مارا به حسین برسانیاعلی علیه السلام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:02

صفحه بندی