خرید بک لینک
در مورد بادیگارد خیلی فکر کرده ام... 3 بار فیلم را دیده ام و باز هم جا دارد که به تماشایش بنشینم...

اما مهم ترین نکته ای که ذهنم را مشغول کرده، این است که ((حیدر)) فردی ناسازگار با سیستم است که سیستم آن را پس می زند. اما چرا این فرد ناسازگار با سیستم است؟
1. اگر در مورد سیستم حاکم بر کشورها بخواهیم صحبت کنیم، می توان گفت که سیستم ها را از دو منظر می توان بررسی کرد؛ اولا از لحاظ اینکه حق هستند یا باطل و ثانیا از منظر کارکرد درست یا غلط.
در مورد بررسی حق و باطلی سیستم این نکته حائز اهمیت است که هر مقدار یک نظام به معیارهای الهی نزدیکتر باشد و از طاغوت دوری گزیند، به حقانیت نزدیکتر است. اگر مجموع نظام حاکم بر اغلب کشورهای جهان را در نظر بگیریم، می بینیم که مستکبرین جهان در همراه کردن سیستم اکثر کشورهای جهان با خود، موفق بوده اند. بطوریکه نظام اکثر کشورهای جهان طاغوتی است و از حق به دور و نزدیک به باطل است.
اما در این میان کشورهایی هم هستند که سعی در ایجاد طرحی نو و نزدیکی به حکومت الله دارند... مانند جمهوری اسلامی ایران....اما نکته مهم در این میان این است که ما چقدر توانسته ایم به اهداف خود دست پیدا کنیم؟ آیا دشمنان قسم خورده ی ما توانسته اند بر آرمان های ما تاثیر گذاشته و آن را از ریل خود خارج کنند؟ این جاست که بحث دسته بندی سیستم ها از نظر کارکرد درست یا غلط مطرح می شود.
در بحث کارکرد صحیح یا غلط سیستم ها باید گفت که ممکن است یک سیستم باطل کارکرد صحیحی داشته باشد و آنقدر نظام مند و دقیق عمل کند که بصورت کامل در جهت اهداف خود گام بردارد.... و حتی روی دیگر سیستم ها هم اثر بگذارد. مثال بارز این مورد، ایالات متحده ی آمریکاست. همچنین ممکن است ما سیستمی داشته باشیم که به دنبال حق باشد، اما کارکرد غلطی داشته باشد و از مسیر خود خارج شود. فعلا برای این مورد، مثالی نمی زنیم.
2. با بررسی ابعاد مختلف شخصیتی ((حیدر ذبیحی)) به نکات جالبی می رسیم. اما من دوست دارم تا ابتدا در مورد انتخاب این اسم برای کاراکتر توضیح بدهم. برای این کار من گریزی به سکانس های انتهایی فیلم میزنم....تمام کاسه ها و کوزه ها روی سر ((حیدر)) شکسته شده است و او مقصر شناخته شده... داخل ماشین قدیمی اش آهنگی را گوش می دهد: حیدر بابا دونیا یالان دونیا دی...سلیمان نان نوح دان گالان دونیادی.... یعنی این دنیا، دنیای بی ارزشی است که به سلیمان نبی با آن همه شوکت وحضرت نوح (ع) با آن عمر طولانی هم وفا نکرد... پس ((حیدر)) دست از عقاید و اعتقادات خود برندار چون آنچه باعث ماندن نامی نیک از این دو پیامبر شده، استقامت آن ها در راه حق بوده است.
اما در باب انتخاب ((ذبیحی)) برای نام خانوادگی قهرمان داستان هم می توان گفت که ((حیدر ذبیحی)) دارد ((قربانی)) می شود تا یک عده به خود بیایند... تا نگذارند کشتی انقلاب اسلامی به گل بنشیند...تا همچنان به سمتی حرکت کنیم که قول ((سید مرتضی)) پرچم پیروزی خود را در افق به اهتزاز دربیاوریم.
حیدرهای زیادی در این راه داده ایم و قطعا باز هم خواهیم داد...
اما بحث دیگر این که حیدر شخصیتی دارد استوار چون کوه و حتی محکم تر... او در جوانی اش در بطن انقلاب رشد کرده... جنگ را دیده...سردی و گرمی نظام را چشیده و آبدیده گشته است. او مصداق بارز ((من المومنون رجال صدقوا ما عاهدالله ....)) است. مثل دوستان شهیدش... مثل همکاران رشیدش...
اما چرا باید سیستم حاکم، چنین فرد صالح و سالمی را پس بزند؟
او در حالی که همه برایش دست و سوت می زنند که آفرین.... نگذاشتی مردم بیشتری از بین بروند؛ خود را سرزنش می کند... برای اینکه احتمالا و فقط احتمالا تقصیر او بوده که ((شخصیت مهم نظام، معاون رئیس جمهور)) به هشدارهای او گوش نداده است... که فرود در آن منطقه ی ناامن به اصرار مشاور ((شخصیت)) تقصیر ((محافظ)) بوده است.
او تا این حد صادق است که به اشتباه احتمالی اش معترف است... اما ناگهان اشخاصی پیدا می شوند که به جای بازخواست آقای ((مشاور)) که به شدت آدم مشکوکی است، ((حیدر)) و ((حیدرها)) را به خاطر گناه ناکرده توبیخ می کنند... که چرا در آن شرایط و باز در حالی که خود ((شخصیت)) مقصر بوده، از مهلکه زنده برگشته است؟!
آن ها به زعم خود ((حیدر)) را می زنند تا جای خودشان تنگ نشود... غافل از اینکه همین حیدرها به نظام شخصیت داده اند...باعث رشد و بالندگی نظام شده اند...حیات نظام اسلامی و وجود انسان های والا مقام احتمالا رابطه ی دوطرفه ایست که متضمن یکدیگرند..
3. وجود عناصری ناپاک که از اول هم جزو علاقمندان نظام اسلامی نبوده اند و احتمالا فقط به خاطر منافع شخصی خود به دنبال سیل خروشان مردم انقلابی انقلابی افتاده اند.
به نظر من نظام ما نظام سالمیست اما در یک برهه ی مهم، منافقان ظاهرالصلاح در آن به مقامات بالا رسیده اند و همین امر باعث ریشه دواندن فساد در سیستم گشته است. به گفته ی امام (ره) کسانی که از ما جدا شدند و از آرمان های انقلاب فاصله گرفتند، از ابتدا هم با ما نبودند...

این افرادی که عامل اصلی خرابی کنونی سیستم هستند، مطمئنا از ابتدا هم دلشان با انقلاب نبود و گذر زمان این را نشان داد.
حاتمی کیا خطر وجود و نفوذ این افراد را هشدار داده است... هشداری بسیار جدی...بابت اینکه ما یک سیستم طرفدار حق، اما گرفتار کج روی ها را داریم...که این مسئله ممکن است ما را به ناکجاآباد برساند...
4. این مملکت هنوز ((حیدر))هایی را دارد که حاضرند برای انقلاب ((ذبیح)) شوند. افرادی که بدون هیچ چشمداشتی و فقط بخاطر عشق و علاقه شان به راه ((علی)) آماده ی بذل جانشان هستند... تا ((ما)) بفهمیم و فراموش نکنیم که برای چه چیزی به این دنیا گام گذاشته ایم.
با این حال باید بسیار مراقب بود. درست است که
ما رهبر و امامی چون خامنه ای داریم.... که حواسش به همه چیز هست... ولی ای کاش به فرمانش باشیم....به فرموده ی حضرت آقا ((جوانان مومن و انقلابی)) زیاد داریم و این ها مملکت ما را نجات خواهند داشت...باید معیارهای ((جوان مومن انقلابی)) بودن را شناخت و به سمت آن حرکت کرد.
5. حاتمی کیا فوق العاده است....معلوم است که با ((حیدر))ها زندگی کرده و آن ها را فهمیده است...که اینگونه فیلمش عالی و پخته است.
اصلا من می گویم او برای خودش یک ((حیدر)) است؛ منتها در یک زمینه ی دیگر.
به قول پرویز پرستویی، اگر قبلا ابراهیم حاتمی کیا را با ((آژانس شیشه ای)) می شناختند، از این به بعد با ((بادیگارد)) خواهند شناخت.

اللهم صل علی محمد و آل محمد
م.ج
16:16
95.8.10

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 21:34

صفحه بندی