1. براستی آدمی چگونه می تواند از اوج قلهی ایمان، سقوط کرده و به مرحلهای و جایی برسد که دیگر پایینتر از آن امکان نیست؟ مگر این انسان که در خسران است، چقدر ظرفیت دارد که میتواند هم اوج را درک کند و هم حضیض را؟ چه میشود ما انسانها را که میتوانیم تا این حد متفاوت و متغیر باشیم؟
یک سوال دیگر اینکه مگر میشود کسی که به «ایمان» رسیده و مومن شده، «کافر» شود؟ یا للعجب... پناه بر خدا از شر نفس اماره و شیطان....
2. همیشه دیدهایم و شنیدهایم که بزرگترین امتحانها و آزمونها برای انسانهای بزرگ است. آدمی در هر حرفهای باشد، هر چه در آن زمینه پیشرفت کند با چالشهای بیشتر و بزرگتری مواجه میشود. از طرفی هم ظرفیت وجودی انسان زیاد و احتمالا بینهایت است و هر شخصی میتواند با تلاش، ظرفیت بالقوهی خود را تبدیل به بالفعل کند و در مواجه با مسائل مختلف، پیروز باشد.
3. یک شخص «بساز بفروش» را در نظر میگیریم. این شخص احتمالا کارش را با قراردادهای کوچک شروع کرده و رفته رفته به یک فرد بزرگ و حرفهای در کار خود تبدیل شدهاست. اما هرچقدر هم حرفهای باشد، با توجه به شرایط کاریاش با چالشهایی روبرو میشود. اگر مشاوران خوب، الگوی مناسب و پشتوانهی تجربی خوبی نداشته باشد، ممکن است مشکلاتی برایش بوجود بیاید و از آن جایگاهی که هست «سقوط» کند و حتی به جایی برسد که تمام دارایی خود را از دست بدهد؛ کما اینکه چنین افرادی را میتوان در جامعه دید.
4. حال اگر بخواهیم مثال بالا را به مسائل روحی و معنوی انسان تعمیم دهیم، میتوان در باب رسیدن به «ایمان» و «کافر» شدنِ بعد از آن میتوان حرفهایی زد. هر فردی میتواند با مراقبت از «خود» با رعایت مسائل دینی، عمل به واجبات، ترک محرمات و سایر مسائل از این دست، به درجهای از ایمان برسد. اما انسان هرچه به مراتب بالاتری از ایمان برسد، دامهای نَفس و شیطان برایش بیشتر، وسیعتر و رنگینتر میگردد و اگر چنانچه یک جای کار آدمی از قبل لَنگ باشد، دشمن (نفس اماره و شیطان) از همانجا راه نفوذ پیدا میکند و برای نابودی تمام داشتههایش اقدام میکند.
این راه نفوذ میتواند هر چیزی باشد اما به نظر مهمترین مسئلهای که مطرح است، پایه و اساس «اعتقادی» ماست. بطور طبیعی وقتی بنایی ساخته میشود، ابتدا پی ریزی و زیرسازی انجام میشود تا اساس و بنیان کارمان «محکم» باشد. پس اینجا هم باید حواسمان باشد که تفکرات، عقاید و ایمانمان را بر پایهی چه اصولی استوار میکنیم....آیا اساس اعتقاد ما درست، محکم و قابل اعتماد و اتکاست؟ در این زمینه باید خیلی دقت کرد. کم نبودهاند بزرگانی که از «اوج» به «حضیض» رسیدهاند....آن هم با یک «شک».
5. دعا و دستگیری اهل بیت در عاقبت بخیری ما بینهایت موثر است، اما یادمان نرود که هر شخصی مسئول افعال، رفتار و اعمال خویش است و ما «اختیار» داریم که چه راهی را انتخاب کنیم.... مرز میان «ایمان» و «کفر» یا «اوج» و «قعر» تنها یک «شک» میتواند باشد....پایههای اعتقادیمان را مستحکم کنیم...
به یقین، کسانى که پس از ایمانشان بى هیچ بهانه اى کافر شدند و سپس بر کفر [خویش] افزودند، هرگز توبه آنها پذیرفته نمى شود، چرا که توبه آنها توبه واقعى نیست و اینان گمراهانند [1].
اللهم الجعل عواقب امورنا خیرا...
م.ج
2:31
8 ام شهریورماه 95
[1] آل عمران، آیه 90
برچسب: مرز میان ایمان و کفر,مرز بین ایمان و کفر,
نویسنده: پویا قاسمیپور