خرید بک لینک
صبح 17 آذرماه 96...روز آخر از سفر خانوادگی به مشهدالرضا

1. توحید
خداوند یکتاست...اوست و دیگری نیست...یک نیست بلکه اصلا در شماره نیست. اگر او را یک بنامیم یعنی دو و سه و... هست...پس او یگانه ی احد است... واحد نیست و احد است...
ذات پروردگار متعال ایجاب می کند که برای بروز اسماء و صفات، خلق کند... خالق کسی است که خلق می کند... یعنی از هیچ می آفریند...بدون اینکه قبلا چیزی وجود داشته باشد می آفریند و رب کسی است که می پرورد...مربی شاید مثال خوبی ست
پس او ما را خلق کرده و رب ماست... رب ماست تا به کمال برسیم ..تا به کمال مطلق که خود اوست برسیم... اما من هیچ در مورد او نمی توانم بگویم.... فقط اینکه لا اله الا هو... و ما ادراک ماهو...
2. نبوت
خداوند ما را آفرید... پس دو حجت برای هدایت شدن در اختیار ماگذاشت... عقل که حجت باطن ماست. و پیامبران و انبیا که حجت ظاهرند... بوسیله این دو می توان راه کمال را یافت و به حقیقت رسید... با توجه به اینکه انسان فطرتا خداجو و حق طلب است، اگر بوسیله ی اشخاص و اجسام خارجی گمراه نشود(وحتی اگر گمراه شود)، چند سوال در ذهنش و عقلش بوجود می آید که من کیستم؟ از کجا آمده ام و اصلا برای چه آمده ام؟قبلا کجا بودم و بعدازاین به کجا می روم؟ و سوالات مشابه دیگر...اگر فطرت انسان نابود نشده باشد، هر دم به دنبال یافتن پاسخ این سوالات است، آیا می شود که موجودی با این عظمت و پیچیدگی اتفاقی بوجود آمده باشد و اتفاقی هم از بین برود و بعدش تمام؟

گوشیم خاموش شد و بقیه رو نتونستم بنویسم...


برچسبها: امام رضا, راه

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 15:59

صفحه بندی