خرید بک لینک
یا حسین (ع)
یاد اربعین که می افتم، دلم آشوب می شود. تمثیل روزگار ظهور است "اربعین".... روزی که همه از خود، به سوی امام می شوند... مهر و عطوفت و "رحماء بینهم" را تمرین می کنند در مشایه ی اربعین... از خودگذشتگی را به اوج می رسانند و "امت" بودن را بر گسستگی ترجیح می دهند. همه، حول محور "امام" گرد می آیند و آرزوی "نظر" از سوی او را دارند... تا سر نهند بر راهش و از جان و مال و عیال بگذرند...
حسین جان! این دلتنگی برای توست و ان شاالله که تمام نمی شود و بر سوزش آن افزوده می شود هر دم...
اباعبدالله جان! آمدن به سوی تو و شوق وصالت با مهدی فاطمه، توصیف ناپذیر است... شاید بتوان گفت که این، رستاخیز "جان"هاست.
اما بخش ناراحت کننده آنجایی ست که "بقیه الله" را نمی بینم... و این یعنی "خسران".
مهدی جان! بنفسی انت... بابی انت و امی... " مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا...".... و از ما به صدقه دستگیری کن ای پسر زهرا (س) تا نصیبمان گردد زیارت اربعین اباعبدالله با دیدار "تو" ای جان جانان و ای حقیقت هستی در تو پنهان...
م.ج
16.34
27/فروردین/98

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 5:10

صفحه بندی