خرید بک لینک

شهید حاج قاسم سلیمانی؛ چرا رفتی؟!رفتنت غمی بس جانکاه است. به حسین بن علی (ع) -که همه هستی مان از اوست- قسم که دلم تنگ می شود از داغت... چشمانم از بامداد امروز که خبر آسمانی شدنت را دید، می بارد و من با اینکه هرگز ندیده بودمت؛ در فراقت بی قرارم.
کاش شانه ای پیدا میکردم تا بگریم برایت... خوشا به حالت ای عزیز دل خامنه ای ... خوشا به حالت ای تمام دلخوشی فرزندان شهدا... خوشا به حالت ای سیدالشهدای مقاومت؛ چون که اکنون به شهود رسیدی و در آغوش اباعبدالله ی و با قلبی آرام در جوار حق قرار گرفته ای. دیگر شرمنده فرزندان شهدا نیستی. خدا را شاکریم که شهادت را نصیب شما کرد ولی سردار... نمی دانیم با دل های زخم خورده خویش چه کنیم؟! آیا هیچ انتقامی دل های ما را آرام خواهدکرد، جز نابودی آمریکا و اسرائیل؟ آیا هیچ تسلایی برای دل سیدعلی پیدا می شود، جز عنایت مادرش زهرا (س) و دعای مهدی (عج)؟
حاج قاسم! چقدر سخت است که پیشوند "شهید" قبل از نام مبارکت بیاوریم. چقدر جانسوز است ندیدن لبخند زیبایت، چقدر دردآور است همراه نشدن با بغض های همیشه همراهت برای رفقای شهیدت، چقدر ما تنها شدیم و چقدر...
دل سیدعلی (نفسی فداه) شکست از پروازت...
آخر با مروت فکر خانواده ات و ما محبانت نبودی، اقلا بخاطر آقا می ماندی تا ظهور یار... امری که بیش از هر زمان دیگری نزدیک است و این را از احوال روزگار می توان فهمید...
ای قرارگرفته در جوار رحمت حق، ای شهید والامقام... در این روز، یعنی 13 امین روز از دی ماه 98 که آغاز 28 سالگی ام بود، غم هجر تو سخت مرا آزرد. منی که منتظر بودم تا حضرت امام خامنه ای درجه "سپهبد"ی به شما عنایت کنند ولی امروز دیدم که، پس از شهادت به این درجه نائل شدی ای ذوالفقار علی.
شهید قاسم سلیمانی عزیز! در کنار ابالفضل العباس، همو که اول مدافع حرم بود و شما ادامه دهنده راه ایشان بودید و سرانجام نیز با دست جدا از پیکر شهید شدید، برای ما دعا کنید. دعا کنید که از مسیر حق خارج نشویم و سرانجام راهمان، دیدار خدا با "شهادت" باشد؛ چون شما... بحق اباعبدالله

م.ج
21.:27
13 دیماه 98

برچسب: نویسنده: پویا قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 8:22

صفحه بندی